سيد علاء الدين محمد گلستانه

170

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و در كتاب جامع الأخبار ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : چون سرِ حضرت امام حسين عليه السلام را به شام بردند ، يزيد - لعنهُ اللَّه - امر كرد تا سر را گذاشتند و بر آن ، سفره كشيدند و خود و اهل مجلس ، چيزى خوردند و فُقّاع ، شُرب كردند . و بعد از آن كه فارغ شدند ، امر كرد تا سر مبارك آن حضرت را در طشتى گذاشتند و پارچه‌اى كه نقش شطرنج بر آن كشيده بودند ، بر آن طشت ، پهن كردند و نشست به بازىِ شطرنج و حرف از آن حضرت و پدر و جدّ او - صلوات اللَّه عليهم - مىگفت و استهزا مىكرد ، و هر وقت كه از همبازى خود مىبرد ، فُقّاع برمىداشت و مىخورد تا سه مرتبه ، و آنچه زياد مىآمد ، نزديك طشت ، بر زمين مىريخت . پس هر كس از شيعيان ما باشد ، بايد كه پرهيز كند از شرب فقّاع و بازى كردن شطرنج ، و بايد كه ياد حضرت امام حسين عليه السلام بكند يا نام آن حضرت را به زبان آورد و صلوات بر آن حضرت فرستد و لعنت كند يزيد و آل يزيد را تا خداى تعالى ، به سبب آن ، گناهان او را از نامهء عملش محو كند ، هر چند به عدد ستاره‌هاى آسمان باشد . « 1 » و از آنچه گذشت ، ظاهر شد كه هر قِسم بازى كه بُرد و باخت به آن كنند ، قمار و حرام است ، حتّى بازى تخم مرغ كه اطفال مىكنند . و از جملهء چيزهاى قبيح كه در بلاد عجم هست ، شيوع قمار است و علانيه بر سر بازارها بازى كردن ، خصوصاً در ماه مبارك رمضان - كه شريف‌ترينِ اوقات است - و گرفتن مال از قماربازان ؛ و عجيب‌تر آن است كه بعضى از اقسام قمار كه از آن جا مالى هم نمىگيرند ، مثل تخم بازى ، نهايتِ شيوع دارد و در عيد ، دكان‌ها آراسته مىكنند و بعضى از حكّام كه گاهى در صدد رفع بعضى نامشروعات مىشوند ، منع نمىكنند با آن كه همه عقلى ، اين معنى را مىيابد كه قطعِ نظر از آن كه شيوع چنين فسقى در بلاد اسلام ، كمال شناعت دارد ، باعث ضايع شدن اطفال مسلمانان و اسراف بسيار و مفاسد ديگر مىشود ، بىآن كه منفعتى به كسى عايد شود ؛ و اين ، نهايت بىپروايى و اهتمام نداشتن به احكام شرع است . « وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » « 2 » [ بيست و چهارم : مَلاهى ] بيست و چهارم از جملهء كبائر - چنانچه در حديث « شرايع دين » واقع شده - ، اشتغال به مَلاهى است . و مَلاهى ، در لغت ، آلات بازى را مىگويند . و لهو ، به معنى بازى است و مراد از مشغول شدن

--> ( 1 ) . در جامع الأخبار ، يافت نشد ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 419 ، ح 5915 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 213 .